نوبت شما!
دوست داريد کمارجچه شود؟به كجا برسد؟اين همه سخن كه از "حق ما" مي رانيم يعني چه؟منظور چيست؟
در يك كلام:
چه مي خواهيم؟
نوبت نوبت شماست.نظر بدهيد.
بخش خشت و کمارج یکی از بخشهای شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
دوست داريد کمارجچه شود؟به كجا برسد؟اين همه سخن كه از "حق ما" مي رانيم يعني چه؟منظور چيست؟
در يك كلام:
چه مي خواهيم؟
نوبت نوبت شماست.نظر بدهيد.
بخش خشت و كمارج يكي از بخش هاي چهارگانه ي شهرستان كازرون است كه در سال 1325 با مركزيت كنار تخته تشكيل گرديد. اين بخش كه از شمال به ممسني، از شرق به كازرون، از جنوب به برازجان و از غرب به سعدآباد محدود مي گردد، در منطقه اي كوهستاني و جلگه اي قرار گرفته و از دو شهر كنار تخته و خشت و دو دهستان به نام هاي خشت در مغرب و كمارج در مشرق و تعدادي روستا تشكيل شده است كه روستاها بدين قرارند: بوركي بالا، بوركي پايين،بورکی آقا علی مشايخ، نوحي، ده كهنه، كمارج، چروم، بناف، دهله، رودك،بي بي مهلت، تنگ مناره، پوسكان، بنكي، كمان كشي، ترك آباد، گوريگاه، جعفر جن، محل الدين، بنه سيد محمد، نظام آباد، كره اي، برج سيد ، ايجاني، نعمت آباد، اسلام آباد، شهباز خاني، چيتي، خواجه جمالي، بزين، امام زاده علي، چهار برج، ما في آباد، كلاتون، عمارت، شاه داود، دلبرو مغيث آباد. هواي اين منطقه گرم و خشك است، به طوري كه حداقل درجه حرارت در زمستان به5 درجه بالاي صفر و حداكثر در تابستان به 46 درجه مي رسد.
ديار خشت در جنوب غربي شهر كازرون، آنجاكه انبوه درختان نخل محيط طبيعي را جلوه اي خاص بخشيده قرار گرفته است.
قدمت اين ديار همان طور كه امد حداقل به اوايل دوران اسلامي مي رسد كه از توابع شهر بيشاپور به شمار مي رفته است.
خشت در سالهاي گذشته مركز دهستان بوده ولي در حال حاضر همراه با شهر كنارتخته دو شهر از شهرستان كازرون به شمار مي روند.
در ارتباط با وجه تسميه دو روايت متفاوت در منابع و فرهنگ مردم اين ديار مشاهده مي شود كه مي توان گفت هيچ كدام از اين دو رأي بر يك تئوري اصولي و علمي استوار نيست.
براي پي بردن به رأي اول كافي است كه ما به باورهاي مردم اين ديار رجوع كنيم. در ميان حكايت هاي عاميانه حكايتي وجود دارد كه وجه تسميه « خشت» در آن بيان شده است. اين حكايت چنين است:
در حدود 250 سال پيش چهار برادر كه كوچك ترين آنها آقازال جامه بزرگي نام داشت، روستاي جامه بزرگي كازرون را به قصد زيارت مكه معظمه ترك كردند. كاروان زائران، شبانگاه با رسيدن به دشت خشت در ساحل رودخانه شاپور جهت استراحت و خوردن خوراك اتراق كردند. با به خواب رفتن چهار برادر ندايي در عالم رؤيا توجه آنها را به خود جلب كرده، آنان را مورد خطاب قرار مي دهد و مي گويد:« در همين مكان بماند و به سفر خود ادامه ندهيد چرا كه گنج بسياري از گذشتگاندر زير خروارها خاك پنهان شده و شما بايد اين گنج ها را بيرون آورده و در همين مكان زيارت گاهي به نام « چهارده معصوم» ايجاد نمائيد. انجام اين كار با سفر شما به حج برابري خواهد نمود. براي شروع كار، زير بزرگترين درخت سدر (كنار) كه در چند قدمي شماست، حفر كنيد تا مخارج ايجاد زيارتگاه چهارده معصوم را بيابيد». صبح گاهان كه چهار برادر بيدار شدند و آنچه در عالم رؤيا شنيده بودندبراي همديگر تعريف كردند، متوجه شدند رازي در اين كار نهفته است. لذا تصميم گرفتند كار را آغاز نمايند. آنها زير بزرگ ترين درخت سدر حفر كردند و جواهرات بسياري را به دست آوردند. چهار برادران با اين ثروت زيارت گاه چهارده معصوم را ايجاد كردند كه هنوز هم پا برجاست و محل زيارت اهل دل و معرفت اين منطقه است.
با احداث اين زيارت گاه به تدريج مردم در اين محل گرد آمدند و شروع به خانه سازي كردند. چهار برادر كه در اصطلاح محلي به « آغايون گپ» معروفند با ساختن قنات ها و امكانات رفاهي ديگر موجبات تجمع مردم را در اين محل فراهم آوردند.
با كثرت منازل و انبوهي جمعيت وجود نامي براي محل ضرورتي تام داشت. به عقيده مردم چون طلاهايي كه چهار برادران از زير خاك بيرون آورده اند به شكل خشت ( آجر خام) بوده است، اين محل به خشت معروف شد. در متون تاريخي به جز فارسنامه ناصري، منابعي را نيافتيم كه به وجه تسميه خشت اشاره كرده باشدو مؤلف فارسنامه ناصري (ص 1296) در اين باره مي نويسد:« خشت در لغت قسمي از حلوا باشد كه آن را در ظرفي ريخته تا يك پارچه و قرص شود و چون خرماي اين بلوك را كه شيرين تر از حلواست در جلد كرده، يك پارچه شده، حمل اطراف كنند، اين بلوك را خشت گفته اند».
بدون شك براي يافتن وجه تسميه خشت بايد به تاريخ اين ديار نظر بيفكيم و پاسخ اين سؤال را در آن جستجو كنيم. برخي از مورخان از جمله ابن بلخي مورخ قرن پنجم پس از اينكه خشت را جزئي از كوره ي بيشاپور دانسته به « سلاح ورزي» مردم اين ناحيه اشاره كرده است.آنچه قابل تأمل مي نمايد، اين است كه مردم اين ديار در روزگاران گذشته براي مقابله، با دشمنان و متجاوزان و ممانعت از هجوم حيوانات وحشي و درنده و بخصوص به واسطه مسائل اقتصادي مجبور بوده اند كه در طول شبانه روز با خود سلاح حمل نمايند و به فنون جنگي و جنگاوري آشنا گردند و همين امر موجبات شهرت آن ها را به « مردمي سلاح ورز» فراهم آورد.
با توجه به نكات فوق و گفته ديگر مورخان، ساختار اجتماعي خشت، خصلت « جنگاوري» « جنگجويي» و « سلاح ورزي» مردم اين خطه را در طول حيات تاريخي و اجتماعي خود به خصوص قرون اوليه اسلامي توجيه مي نمايد. اما ساختار اجتماعي خشت در قرون گذشته در پاسخ به وجه تسميه ي خشت چه كمكي به ما مي نمايد؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد به فرهنگ فارسي رجوع كرده و معني لغوي خشت را دريابيم.
در فرهنگ فارسي معني خشت چنين آمده است:
« خشت نوعي اسلحه است كه در جنگهاي قديم به كار مي رفته و آن نيزه كوچكي بوده كه با دست به طرف دشمن مي انداخته اند».
بخش خشت و كمارج قسمتي كوهستاني و قسمتي نيز جلگه اي است. مهمترين كوههاي آن عبارتند از:
كوه مست: اين كوه به صورت رشته كوهي به طول 60كيلو متر و عرض 5 كيلومتر وارتفاع 1953 متر در شرق بخش واقع شده است.
كوه كمارج: با ارتفاع 1697 متر در شمال شرقي بخش.
كوه قبله: با ارتفاع 950 متر در دامنه غربي دهستان خشت.
كوه سرخ: در دهستان خشت با ارتفاع 1157 متر.
پوزه حسن كرچال: در دهستان خشت با 926 متر ارتفاع.
پوزيار: دردهستان كمارج با ارتفاع 1223 متر.
كوه بنگشت: در دهستان كمارج با ارتفاع 1625 متر.
دهستان کمارج به مركزيت كمارج وداراي 12 روستا از قبيل بناف دهله بي بي مهلت مشايخ نوحي ده كهنه و ... مي باشد